تبلیغات
داستانک - مطالب دی 1390

امروز:

بازیگر

دنبالم دوید و کتابی را جلویم گرفت و نفس نفس زنان گفت: می شه یه امضاء کنید من عاشق بازی‏ای شمام!
ستاره زیر لب گفت: منم عاشق بازیاشم، مخصوصا بازی امروزش!
آقای وکیل کتاب را از دستم گرفت و تحویل دخترک داد و گفت: الان وقت ندارند و پچ پچ کنان توی گوشم گفت: الان دادگاه شروع می شه، لطفا عجله کنید ...


نوشته شده در : سه شنبه 13 دی 1390  توسط : مریم کمالی‌نژاد.    نظرات() .