تبلیغات
داستانک - مطالب آبان 1392

امروز:

من پدرت می‌شوم ...

ـ چرا با من مثل یتیم‌ها حرف میزنید، مثل یتیم ها محبت می کنید؟ پدرم کجاست؟

ـ من پدرت می شوم، خواهرم مادرت، دختراهایم، خواهرانت، غصه نخور دختر مسلم

من پدرت می شوم ...






نوشته شده در : چهارشنبه 22 آبان 1392  توسط : مریم کمالی‌نژاد.    نظرات() .

بچه‌ی خوب

ـ بچه‌ها به نظر شما، بچه‌ی خوب چه‌جور بچه‌ایه؟ چه کارهایی می‌کنه؟ چه کارهایی نمی‌کنه؟
ـ اجازه خانوم ما بگیم؟
ـ ما بگیم خانوم؟
ـ خانوم من بگم؟
ـ امیرعلی تو بگو.
ـ ممممم، خانوم بچه‌ی خوب بچه‌ایه که وقتی مامان و باباش دعوا می‌کنن، ساکت بشینه، صدای تلوزیونم کم کنه، تا دعواشون تموم شه!



نوشته شده در : شنبه 18 آبان 1392  توسط : مریم کمالی‌نژاد.    نظرات() .

توهم


زن با موهای آشفته و  چشمهای از حدقه بیرون زده، جیغ کشید، جیغ کشید، جیغ کشید و مرد کارد آشپزخانه را محکم‌تر از قبل زیر گلوی پسرک دو ساله‌اش فشار داد و با بغض و لکنت گفت: جیغ نزن! حقشه، ای ی ی ین می ی ی ی خوااااس منوووو بکشهههه! می خواااااس خفه کنه، توووو که ندیدی!

 

 


نوشته شده در : چهارشنبه 15 آبان 1392  توسط : مریم کمالی‌نژاد.    نظرات() .